نویسنده :
sarvin - ساعت ٥:٠٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٧
نویسنده :
sarvin - ساعت ٩:۱٠ ق.ظ روز شنبه ٥ فروردین ،۱۳۸٥
داستان روباه و کلاغ رو که به ياد داريد!!

نویسنده :
sarvin - ساعت ٥:٥۸ ب.ظ روز سهشنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤
نویسنده :
sarvin - ساعت ٤:٢٧ ب.ظ روز شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٤
اگر اين موجود خر نبود که به سگ سواری نمی داد!!!!!! چه خوب جا خوش کرده !!!!!!!

نویسنده :
sarvin - ساعت ۱۱:٢۱ ق.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤
نویسنده :
sarvin - ساعت ٢:۳٥ ب.ظ روز سهشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٤
سلام امروز من برای اينکه آرشيوم پر بشه ميخواهم يک پيام بنويسم اما نميدانم که چی بنويسم ترا خدا يکی کمکم بکند هيچ کسی هم خونه نيست ديگه حسابی گيج شدم اگی تونستين بمن بينوا کمک کنيد:
درپيامها
نویسنده :
sarvin - ساعت ٥:٤۳ ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٤
بهترين روز من
بيا بيا دوباره شادی کنيم بهاره ار آسمون بچينيم
سبد سبد ستاره باغ شکوفه ها را جشن ستاره ها را
بيا بيا ببينيم تجلی خدا را بيا که از باغ دين
گل دسته ها بچينيم گلهای سرخ کوچک هنگامه نماز است
آهنگ خوب توحيد چه خوب ودلنواز است
چه خوب ودلنواز است
جشن عبادت ما آغاز هجرت ما نه سالگی بلوغ است
صبح اقامت ما صبح اقامت ما باهم صفا ببخشيم
سجاده خدا را دعا کنيم هميشه در ياد هم بمانيم
نویسنده :
sarvin - ساعت ۱٢:۱٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤
نویسنده :
sarvin - ساعت ۱٢:٠٩ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ شهریور ،۱۳۸٤
نویسنده :
sarvin - ساعت ۱٠:٥٠ ق.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٤
بچه ها کلاس تابستانی هام
شروع شد
روز اول رقص داشتم روز دوم شنا روز سوم هيچی کلاس نداشتم
ولی روز چهارم کلاس نقاشی داشتم حالا نميدانم هفته ديگه چه کلاسهائی دارم حالا شما بگوئيد تابستان چکار ميکنيد؟